بوئینگ۷۸۷ دریملاینر، به یکی از شناختهشدهترین هواپیماهای مسیر طولانی در جهان تبدیل شده که پروازهای کوتاهبرد فراآتلانتیک و پروازهایی با رکورد طولانی نزدیک به ۲۰ ساعت را انجام میدهد. اما با وجود تمام دستاوردهای فناورانه حاصلشده، این سوال برجسته میشود که چرا بوئینگ۷۸۷ دریملاینر دو نوع موتور متفاوت دارد؟ برخلاف ایرباس ای۳۵۰ یا بوئینگ ۷۷۷اکس که به یک سازنده موتور متکی هستند، بوئینگ۷۸۷ میتواند مجهز به موتورGEnx-1B جنرال الکتریک یا ترنت۱۰۰۰ رولزرویس باشد.
در وهله اول، ممکن است به نظر برسد که این صرفا یک حق انتخاب برای خطوط هوایی است، اما پاسخ واقعی بسیار راهبردیتر است. انتخاب موتور بر همه چیز از ریسک اولیه برنامه بوئینگ گرفته تا اقتصاد تعمیر و نگهداری بلندمدت و یکسانسازی ناوگان در سطح شرکتهای هواپیمایی تاثیر میگذارد. این نوشتار بررسی میکند که چرا مدل دو موتوره وجود دارد، هر گزینه چگونه متفاوت است و این برای برنامه دریملاینر امروز چه معنایی دارد.
طراحیشده برای حق انتخاب
بوئینگ هواپیمای بی۷۸۷ دریملاینر را با دو گزینه موتور طراحی کرد تا این هواپیما را برای بازار جهانی گستردهتری جذاب کند. همچنین اطمینان حاصل کند که سازندگان موتور برای ارائه کارایی، عملکرد و قابلیتاطمینان بهتر با یکدیگر رقابت کنند. در زمان توسعه آن در اواسط دهه ۲۰۰۰، خطوط هوایی تقاضای صرفهجویی قابلتوجه در سوخت داشتند و هر دو شرکت جنرال الکتریک و رولزرویس در حال پیشبرد مرزهای فناوری موتور توربوفن با نسبت گذردهی بالا بودند، با امید ساخت موتوری که از نظر کارایی و عملکرد از هر چیزی که قبلا ساخته شده بود، پیشی بگیرد. اجازهدادن به دو تامینکننده برای تولید موتور، ریسک برنامه را کاهش داد، از تورم هزینههای تک تامینکننده جلوگیری کرد و به خطوط هوایی امکان داد تا ۷۸۷ را با موتورهایی که قبلا در ناوگان خود استفاده میکردند، هماهنگ کنند.
این راهبرد برای بوئینگ جدید نبود. هواپیماهای قبلی، مانند ۷۶۷ و ۷۷۷، بهطور مشهود چندین گزینه موتور بههمین دلایل را ارائه میدادند. دریملاینر صرفا این فلسفه را ادامه داد، البته با موتورهای بسیار پیشرفتهتر و نسلبعدی که بهطور خاص با درنظر گرفتن سامانههای روزآمد الکتریکی و بدنه کامپوزیتی ۷۸۷ طراحی شده بودند. این راهبرد موفقیتآمیز بود. بیش از ۱۱۰۰ دریملاینر تحویل داده شدهاند که بیش از ۵۰۰ مسیر مستقیم جدید در سراسر جهان را ایجاد کردهاند. امروزه جنرال الکتریک نیروی پیشران حدود دوسوم از هواپیماهای بوئینگ۷۸۷ جهان را تامین میکند، در حالی که رولزرویس با شرکتهایی که اولویتهای عملکرد یا مدلهای نگهداری خاص را دارند، همچنان قدرتمند باقیمانده است.
هر موتور چه تفاوتی دارد؟
شرکتهای هواپیمایی موتور را صرفا به این دلیل که قدرتمندتر به نظر میآید یا یک برند را بر دیگری ترجیح میدهند، انتخاب نمیکنند. انتخاب موتور ۷۸۷ یک ارزیابی چندلایه تجاری، فنی و عملیاتی است که تصمیمات تعمیر و نگهداری برای دههها را شکل میدهد. برای بسیاری از شرکتهای هواپیمایی، انتخاب ۷۸۷ در ابتدا به دلیل مزایایی است که این هواپیما در زمینه کارایی سوخت و تجربه مسافران ارائه میدهد.
بهترین راه برای درک واقعی آنچه که انتخاب موتور را شکل میدهد، بررسی تفاوتها و جزئیات خاص هر دو موتور است. عملکرد مصرف سوخت یکی از عوامل اصلی تمایز است. جنرال الکتریک حدود ۱.۴ درصد کارایی سوخت بهتر در برخی طولهای پرواز دارد، در حالی که رولزرویس بر نسبت گذردهی بسیار بالا و حفظ عملکرد ترنت1000 در طول زمان تاکید دارد. زمان عملیاتی یکی از مهمترین معیارهایی است که شرکتهای هواپیمایی هنگام ارزیابی انتخاب موتور، به ویژه از دیدگاه تعمیر و نگهداری، مدام به آن توجه میکنند. موتور GEnx جنرال الکتریک بهخاطر بازههای طولانی زمان عملیاتی و قابلیت دوام بالا شناخته شدهاست. رولزرویس قبلا مشکلات زیادی در رابطه با قابلیت دوام داشت، اما با Trent 1000XE جدید قدرت خود را بازیافته که زمان عملیاتی را نسبت به Trent 1000 TEN قبلی سه برابر کردهاست.
همسانی ناوگان نیز نقش اساسی را ایفا میکند. شرکتهای هواپیمایی با ناوگان بزرگ شرکت جنرال الکتریک (مانند GE90،CF6, CFM56) اغلب GEnx را برای تداوم آموزش و تعمیر و نگهداری انتخاب میکنند. شرکتهایی که سرمایهگذاری زیادی در رولزرویس کردهاند، مانند ANA یا ویرجین آتلانتیک، معمولا به ترنت1000 برای همسانی آن گرایش دارند. هر دو سازنده مدلهای تعمیر و نگهداری متفاوتی دارند. رولزرویس از پکیج TotalCare ویژه خود استفاده میکند که هزینههای قابل پیشبینی، اما انعطافپذیری کمتر ارائه میدهد. جنرال الکتریک از یک اکوسیستم تعمیر و نگهداری بازتر استفاده میکند که انتخابهای گستردهتری برای تعمیر و نگهداری به شرکتهای هواپیمایی میدهد.
در عمل، ملاحظات اقتصادی اغلب بر سایر عوامل غالب میشوند و عامل اصلی تصمیمگیری برای شرکتهای هواپیمایی در انتخاب موتور برای ناوگان است. تفاوت یک تا دو درصدی در مصرف سوخت برای یک ناوگان ۳۰ فروندی از دریملاینرها که ماموریتهای ۱۴ ساعته انجام میدهند، میتواند به دهها میلیون دلار در سال تبدیل شود. البته، تصمیمگیری فراتر از صرف اقتصاد است، اما در نهایت شرکتهای هواپیمایی کسبوکارهایی هستند که برای رشد و پیشیگرفتن از رقبا نیازمند سودآوری مداوم هستند.
هر دو سازنده موتور، هواپیمای۷۸۷ را بهعنوان نمونهای از پیشرفتهترین فناوری هواپیماهای پهنپیکر خود معرفی میکنند. بهعنوان یکی از جدیدترین هواپیماهای پهنپیکر که وارد بازار شده و مدلی محبوب برای شرکتهای هواپیمایی که به دنبال سادهسازی ناوگان طولانیبرد هستند، جای تعجب نیست که جنرال الکتریک و رولزرویس هر دو ۷۸۷ را زمین آزمایشی ایدهآلی برای ابتکارات خود میبینند.
رولزرویس بر معماری سهمحوره ترنت1000، نسبت گذردهی بسیار بالا، سامانههای خنککاری پیشرفته و قابلیت بینقص آن در سازگاری با طراحی ۷۸۷ مبتنی بر سامانههای الکتریکی بیشتر و روزآمدتر تاکید میکند که در مقایسه با نسلهای قبلی، تا ۵۰۰ کیلووات توان الکتریکی به ازای هر موتور تولید مینماید.
شرکت جنرال الکتریک در مقابل، بر پرههای فن کامپوزیتی GEnx، زمان عملیاتی طولانی، قابلیت اعتماد ۹۹.۹۸ درصدی موتور برای تامین نیروی پیشران بسیاری از طولانیترین مسیرهای هواپیماهای ۷۸۷ جهان، شامل پروازهای آزمایشی نیویورک-سیدنی کانتاس تاکید میکند. شکستن رکورد پرواز ۱۹ ساعت و ۱۶ دقیقه به جنرال الکتریک کمک کرد تا نشان دهد GEnx دقیقا چه میتواند انجام دهد و این کار را با قابلیت اعتماد و کارایی بیشتر عملی کند.
بنابر اعلام رولزرویس، شرکتهای هواپیمایی قبل از انتخاب موتور، یک ارزیابی جامع فنی و اقتصادی انجام میدهند که اغلب پس از یک فرآیند رقابتی پیشنهاد قیمت بین جنرال الکتریک و رولزرویس صورت میگیرد. این نکته یک واقعیت کلیدی را برجسته میکند که تصمیمگیری بر اساس کسبوکار است، نه بر اساس برند. رقابت بین دو سازنده شدید است و بهطور قطع، این یک نبرد بسیار مفید است. رقابت، تحقیق و توسعه را تقویت میکند و بهبودهای مداوم از هر دو سازنده را به پیش میراند.
یک رویکرد متفاوت
مدل دو موتوره به شدت با هواپیماهایی مانند ایرباس A350 که در آن رولزرویس تامینکننده انحصاری موتور است، در تضاد قرار میگیرد. ایرباس و رولزرویس استدلال میکنند که راهحل تکموتوره، فرآیند تاییدیه را ساده کرده و تغییرپذیری عملکرد را حذف میکند. به سبک واقعی ایرباس، سادهسازی همه چیز در اولویت اصلی قرار دارد. بوئینگ برای ۷۸۷ دیدگاه مخالفی دارد. تمرکز بر ارائه یک انتخاب رقابتی است که به مشتریان سود میرساند، قیمتگذاری را منصفانه نگه میدارد و فشار مداومی بر سازندگان موتور برای بهبود قابلیتاطمینان و کارایی اعمال میکند.
برای کاربران، این به معنای ارزیابی مزایا و معایب چندین تامینکننده است. در حالی که انتخاب، انعطافپذیری ایجاد میکند، برای بوئینگ نیز پیچیدگی به وجود میآورد که باید هواپیما را با دو معماری موتور مستقل تایید و پشتیبانی کند. با نگاهی به سابقه بوئینگ، به ویژه اخیرا، این سازنده در زمینه اخذ تاییدیهها موفقیت چندانی نداشتهاست.
همیشه بهترین راهحل نیست
پیشنهاد دو موتوره با پیچیدگیهایی همراه است. رولزرویس با مشکلات قابلیت دوام در موتورهای اولیه ترنت1000 مواجه شد که باعث زمینگیری چندین هواپیما در شرکتهای هواپیمایی مختلف شد. موتورهای جنرال الکتریک، اگرچه پایدارتر بودهاند، اما همچنان نیاز به ارتقا تدریجی و بهبودهای عملکردی مداوم داشتهاند. در حالی که هر دو نوع موتور نقاط قوت قابلتوجهی دارند، مشکلاتی همچنان پیدا کردهاند.
شرکتهای هواپیمایی با ناوگان کوچک دریملاینر اغلب از موتورهای ترکیبی اجتناب میکنند، زیرا نگهداری دو اکوسیستم پشتیبانی جداگانه میتواند پرهزینه باشد. کارکنان تعمیر و نگهداری به آموزش بیشتری نیاز دارند، شرکت هواپیمایی باید قطعات بیشتری در انبار داشته باشد و در صورت بروز مشکل جدی موتور، هواپیما ممکن است برای مدت طولانی زمینگیر شود. بهعنوان مثال، زمینگیری طولانیمدت هواپیمای ایر تانزانیا در مالزی نشان میدهد که چگونه تاخیرهای زنجیره تامین، حتی موقتی، میتواند بهطور قابلتوجهی بر کاربران کوچکتر تاثیر بگذارد.
این خطرات، ارزشداشتن دو گزینه را بیاهمیت نمیکنند، اما توضیح میدهند که چرا شرکتهای هواپیمایی با دقت تصمیم میگیرند و به ندرت پس از استقرار ناوگان، موتورها را تغییر میدهند. ریسکها باید قبل از اتخاذ تصمیم ارزیابی شوند، صرف نظر از مزایایی که یک موتور ممکن است داشته باشد. صنعت هواپیمایی با ریسک بسیار بالا فعالیت میکند، بنابراین هیچ مسئله بالقوهای به سادگی پذیرفته نمیشود.
دو گزینه بهتر از یکی است؟
بوئینگ۷۸۷ دو نوع موتور دارد، زیرا انتخاب، رقابت را تقویت کرده، هزینهها را کاهش میدهد و به شرکتهای هواپیمایی اجازه میدهد عملکرد را با شبکه پروازی خود تطبیق دهند. موتور GEnx شرکت جنرال الکتریک به دلیل قابلیت دوام اثباتشده و در دسترس بودن، به گزینه غالب تبدیل شده، در حالی رولزرویس با ارتقا مداوم بهویژه موتور Trent 1000XE، به دنبال بازگرداندن تعادل رقابتی از طریق بهبود زمان عملیاتی و بازههای نگهداری است.
برای شرکتهای هواپیمایی، این تصمیمی بلندمدت و راهبردی است. پس از انتخاب یک موتور برای ناوگان، این انتخاب نه تنها هزینههای عملیاتی، بلکه قابلیت مسیرها، برنامهریزی نگهداری و ارزش فروش مجدد هواپیما را نیز شکل میدهد. مدل دو موتوره دریملاینر تضمین میکند که شرکتهای هواپیمایی انعطافپذیری معناداری در نحوه بهرهبرداری از یکی از مهمترین هواپیماهای پهنپیکر جهان داشته باشند.
با نگاهی به آینده، ارتقای مداوم از سوی جنرال الکتریک و رولزرویس، رقابتپذیری ۷۸۷ را برای دههها حفظ خواهد کرد و تضمین میکند که انتخاب موتور همچنان بخش اصلی منحصربهفرد بودن دریملاینر باقی بماند.
منبع:




